هاناهانا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

کوچولوی مامان و بابا

عید 92

عیدت مبارک دخترکم.....سلااااااااااام امسال عید سال 92 هست شما هستی ولی تو شکم منی عزیزم...حدود یه ماه و نیم دیگه مونده بیای بغلم...لحظه شماری میکنم برای دیدنت... امسال مثل هر سال خونه مامان بزرگ و بابا بزرگ هستیم لحظه سال تحویل همه کنار هم بودیم دخترم عمو علی(عموی من) و زن عمو هم از تهران اومده بودن خاله هدیه و عمو کسری هم بودن با من و بابا امیر و کوچولوی نازنازی توی دلم با مامان جون و باباجون... ساعت 2وسی و هفت دقیقه سال تحویل بود..همه دور سفره هفت سین نشستیم و دعا کردیم من هم برای همه دوستای گلم که منتظر نی نی هستن دعا کردم..اسم همه دوستای گلم رو اوردم و از خدای مهربون خواستم سال دیگه همشون نی نی تو دلشون یا بغلشون باش...
14 فروردين 1392

دخمل ناز نازی...

سلااااااااام دختر گلم... حالت خوبه نی نی جونم؟ اون تو بهت خوش میگذره؟ خیلی مواظبما یه وقت یه کاری نکنم که بهت فشار بیاد و اون جا بهت بد بگذره.... من و بابا هم حالمون خوبه..ملالی نیست جز دوریه تو.... لحظه شماری میکنیم که این هفته ها به خوشی و زود بگذره که بیای بغلمون کوچمولوی ناازم... الان که دارم اینو برات مینویسم 29 هفته و 4 روزه که تو دل من هستی...  الان قدت حدود 40 سانتی متره و وزنت حدود 1کیلوو 400 گرم هستش...البته دقیقش رو چند روز دیگه که رفتم سونو برات مینویسم دخمل نازم... تو این هفته هایی که گذشت یه سری خرید هاتو انجام دادیم..سرویس کالسکه و کریر و تخت پارک و روروئک و صندلی غذا رو مامان جون و باب...
14 فروردين 1392
1